فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی
کفشها از پا بیرون بیایید. اینجا فتح المبین است. قتلگاه عزیزان خدا. کاش همینطور که کفشها از پاها جدا میشه و بیرون میاد پرده ها هم از دیده ها بیرون می رفت کاش پنبه های از غفلت تنیده شده از گوشها بیرون می افتاد اینجا آسمان شکل دیگری داره. حتی رنگ آسمانش تازه تره. شاید بخاطر رمز یازهرا(س) است که همه چیز اینجا رنگ و بوی دیگه ای داره.
شهدا! میزبانان مهربان و کریم. آنقدر به نادیدنیها دیده دوختم و آنقدر نشنیدنیها را شنیدم که دیگه حضور مهربونتون رو نمی بینیم و خوش آمدگوییتون رو نمی شنوم
قطرات روحانی باران می باره مثل دل من که با نظاره قتلگاه ها بارونی میشه.
به مقبره 8 شهید گمنام اومدیم عزیزکردگان خدا و آل الله. چه رازی است در حال و هوای این شهدا. نه پدری معلوم و نه مادری اما اینهمه زائر و دلداده. اینجاست که می فهمم هر که خدا او را عزت دهد کسی خارش نتواند کرد و اینان عزیزکردگان خدایند.
اینجا باید تنها باشی تنهای تنها تا هر چه می خواهد دل تنگت بگویی. یا صاحب الزمان (عج) السلام علیک یا عین الله فی خلقه
نظاره مهربانت را حس می کنم. دستم مددخواهانه به سویت آمده ، خالی برش مگردان. اینجا یه سنگره که حسینیه شهدا بوده. بچه ها شروع کردند به سینه زنی شور عجیبی گرفته بودند و من با همه وجود از این شور لذت می بردم. خصوصا وقتی زمزمه همه این بیت می شد:
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بردلم ترسم بماند آرزوی کربلا
تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلات
حال عجیبیه جای خیلی از دوستان خالیه.
فکه مقتل سید شهیدان اهل قلم. مقتل شهید آوینی
فکه دیار لب تشنگان ، فکه . . .
سید به سوی مقتلت می آیم. سیدجان رقص علفها در باد ، سماء عارفانه ات را در این سرزمین برایم تداعی می کند. آروم آروم دارم معنی جمله هات رو می فهمم. پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیقت این است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
اینجا دیار زندگان فراموش نشدنی است. سید حالا که ماندگار شدی دستم را می گیری ؟ سید به حضرت یاس سوگندت می دهم.
بغضهای چندین ساله ام هوس بازشدن دارند. اینجا زمان سنگین می گذرد می تونی حضور تک تک شهدا را حس کنی. حس شرمندگی سراسر وجودت رو تسخیر می کنه. حس غریبیه. اینجا آسمان دست یافتنی تر از همیشه است. آقا (عج) چقدر همراهیت آشکار و ملموسه. اینجا از همیشه به من نزدیکتری.
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
حال عجیبی دارم ممنون توام زهرا (س) مدیون توام زهرا (س)
اینجا یه تابلو نصب شده که نوشته شهداء رفاقت تا قیامت جمله تکون دهنده ایه
با خودم میگم چه رفیقی بهتر از شهید؟ اما شهدا اگه رفیقیم رسم رفاقت این نیست. پس رفاقتمون چی می شه؟ خودتون پرکشیدید به اوج آسمون و ما زیر زمین گیر کردیم. یارای باز کردن این بندها رو نداریم اما شما .. .
از فکه بگم از دیار عطش و آتش. مقتل 120 شهید عطشان. حضور حضرت مادر(س) اینجا بیشتر از هرجایی حس میشه. آخه حضرت یاس (س) مادر لب تشنگان و عطش زده هاست. زیارت عشق می خونیم و بر رمل های تفتیده فکه سر به سجده می زاریم.