در وبلاگ"آب و آتش" آقای دژاکام مطلبی تحت عنوان "ساقه هاي شكسته ... " توجه ام رو جلب کرد.
ماجرای آواره بودن یک خانواده در حوالی خیابان کارون و قصر الدشت.... دلم گرفت ....این از اون چیزایی که خواب رو از چشمات
می گیره. به اندازه تمام خستگیت دوباره خسته می شی و تو نمی دونی و باز نمی دونی که چرا گاهی!
نه خیلی وقتها اینقدر غافلی! چقدر از احوال اطرافیانت بی خبری ...و چقدر دوری ...
گویا اول بار آقای شجاعی طباطبایی(کاریکاتوریست محبوبم) به این موضوع پرداخته بود.
نمی دونم این خانواده حالا در چه وضعیتی به سر می برن اما در پاسخ به
دعوت آقای دژاکام این مطلب رو لینک می کنم تا که شاید ...

مطلب سایت ایران کارتون :
گویند دختران گل های بهشت اند، آنقدر لطیف که به اندک خشونتی پژمرده می شوند،
شاید گلی را از باغچه بچینند اما دیگر او را در زیر قدم رهگذران کوچه و خیابان رها نمی کنند،
حتما در گلدانی می گذارند تا دیگران هم لطافت و زیبایی او را ببینند .
اما ما را که از باغچه کوچه مان بیرون انداختند ، سهمی جز کنار کوچه و خیابان نداشتیم ،
سخت است که صاحبخانه ای بی رحم ، اندک اثاثیه فرسوده خانه ای را بیرون بیندازد
و بچه های خانه را آواره کوچه و خیابان کند ، اما پدر توانی برای کار کردن وحمایت کردن
نداشته باشد و دست های مادر که از شدت رختشویی درد می کند اینبار نتواند کاری از پیش ببرد.
نمی دانم اگر نبود دست مهربان هنرمندی که مرا به بیمارستان رساند و برای
خانواده در هم شکسته ام اطاقی در مسافرخانه گرفت قامتم یارای استقامت داشت یا نه ؟
کاش شما هم یاری کنید و با کمک ها یتان مرهمی بسازید برای زخم غرور شکسته پدر ،
جگر خونین مادر و شکستگی ساقه دل ما بچه ها که اثر دیو سیاه بی سرپناهی شد ه ایم:
جاری 3392 بانک مسکن شعبه قندی -عباس قاضی زاهدی
تلفن خانه کاریکاتور: 22868600
عکسها را در اینجا ببینید.
برگرفته از :
http://kharabehsham69.blogfa.com/post-101.aspx
یک تمنای بلند
بیا برای پرستو ز مهر دانه بپاشیم
بیا پناه کبوتر طیبب چلچله باشیم
بیا که درد عطش را ز چشم غنچه بشوییم
برای موج پریشان ز عشق قصه بگوییم
بیا که دعوت گل را به باغ دل بپذیریم
بیا ز هجرت مرغان خسته در س بگیریم
بیا ز دفتر پروانه شعر شمع بخوانیم
بیا به خاطر گل ها همیشه تازه بمانیم
بیا که کشتی دل را به موج مهر سپاریم
بروی دفتر دل ها رز امید بکاریم
بیا زلال بمانیم مثل برکه و باران
و حرمتی بگذاریم به صداقت یاران
بیا حوالی یک گل ز عشق خانه بسازیم
برای غربت گنجشک آشیانه بسازیم
بیا سپیده که آمد صدا کنیم خدا را
و تا افق برسانیم دست سبز دعا را
مریم حیدرزاده